گروهى از نويسندگان

حق اليقين شبسترى 28

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )

حقيقت تعينات را بحسب اقتضاى ذاتى نسبت آن دو نسبت عرضست و العرض لا يبقى زمانين و بحسب اقتضاى نسبتين اعنى الوجود و العدم طالب و مشتاق عدمند و بسرعت تمام سارى و متحرك بمركز فطرت ذاتى خودند كه عدم است به مثابه جواهر بمراكز ( وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ حقيقت ) ظهور سرعت سريان تعين در زمان از بديهياتست كه در هر طرفة العين حال را تجددى حاصل مىشود تا در مرتبه خويش محكوم عليه نمىگردد بادراك چه سرعت هريك از اجزاى آنات او مانند نهر جارى و خط ممتد مىنمايد و همچنين تجدد تعين مكان و سرعت سريان آن ظاهر است چه هريك از اجزاى جسم محيط كه محل مكانست در حركت مستدير اقتضاى اختفاى جزوى ديگر مىكند و شبههء نيست كه مكان مجموع اجزاى آن جسم است و تجدد تعين حركت از ضرورياتست از آنكه خروج از قوه به فعل جز بطريق تدريج صورت نبندد مگر به تصور مبدا و منتهى و عدم سكون متحرك بينهما و چون زمان و مكان و حركت در هر طرفة العين متبدل مىگردد و ضرورت بود كه جهات و اجسام و اعراض ديگر بر اين وتيره روند كه محقق است كه هر آنى را و جزوى را از مكان و حركت با هريكى از معروضات ايشان نسبتى است غير نسبت اول و هريكى در هر طرفة العينى بحسب لبس و خلع تعين وجودى خاص مىنمايند